-
38-بیست و نهم دی 90
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 15:02
-
37-بیست و چهارم اذر 90
پنجشنبه 24 آذرماه سال 1390 16:55
-
36-هشتم ابان نود
دوشنبه 9 آبانماه سال 1390 17:37
-
35-بیست و یکم مهر نود
جمعه 22 مهرماه سال 1390 02:30
-
34-بیستم مهر نود
پنجشنبه 21 مهرماه سال 1390 01:12
-
33-نوزدهم مهر نود
چهارشنبه 20 مهرماه سال 1390 00:50
-
32-هجدهم مهر 90
چهارشنبه 20 مهرماه سال 1390 00:07
-
31-هفدهم مهر نود
دوشنبه 18 مهرماه سال 1390 00:18
-
30-شانزدهم مهر 90
یکشنبه 17 مهرماه سال 1390 00:38
-
29-پانزده مهر نود
شنبه 16 مهرماه سال 1390 01:25
-
28-چهارده مهر 90
جمعه 15 مهرماه سال 1390 00:08
-
27-ادامه دیروز و امروز 13 مهر 90
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1390 23:47
-
26-دوازده مهر 90 تا حدودای 6:30
سهشنبه 12 مهرماه سال 1390 18:58
-
25-اس ام اس 11 مهر
سهشنبه 12 مهرماه سال 1390 18:24
-
24- 11 مهر 90
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 19:20
-
23-ادما لطف می کنید برای غریبه ها هم نقاب از چهرتون بردارید
یکشنبه 2 مردادماه سال 1390 19:21
ما ادما هممون خوبی ها رو دوست داریم.دلمون می خواد خوبی ها مال ما بشه و ما به هر نحوی شده مالک اونا بشیم.یکی از چیزهایی که دوست داریم ادمای خوبن اصولا به بعضی ادما علاقه داریم و دوست داریم با اونا باشیم.ولی خوب اینجا مشککلی که هست این که ما از اول نمی تونیم دقیق ادما رو بشناسیم ما اول به عنوان یه غریبه یه دورنمایی از...
-
22-تصمیم
شنبه 1 مردادماه سال 1390 03:02
تصمیم گرفتم روزام رو برنامه ریزی کنم دیگه نمی خوام اوقاتم تلف بشه نمی خوام تابستون که تموم شد بگم هی تابستونت رو چه شکلی گذروندی بعد بخندم بگم نه این سوال درست نیست باید بپرسی تابستونت رو چه شکلی توی اینترنت یا بطور مشخص تر توی فیسبوک گذروندی بعد هم بخندم بگم هیچی اینطرف اونطرف می گشتم ولی بعدش چی نه اونقدر که باید...
-
21-اهنگ ها و خاطرات
چهارشنبه 29 تیرماه سال 1390 23:33
خیلی وقت بود نمی نوشتم چون خواننده نداشتم و البته دستم هم به نوشتن نمی رفت ولی خوب الان دوباره تصمیم گرفتم بنویسم ولی اینبار نه برای بقیه بلکه برای خودم دیگه اینجا می شه مرکز خاطرات و تخیلات من افکار و اعتقاداتم اینجاست نه برای بقیه بلکه برای خودم که بعدا بدونم چی فکر می کردم به چی اعتقاد داشتم از چی بدم میومد و...
-
20-وقتی که گیر می کنی
شنبه 24 اردیبهشتماه سال 1390 14:43
ای روزا یکی از بحث هایی که بین مردم زیاد دیده می شه سر امنه و مجید هست مجید همون پسری که اسید اشید به صورت امنه و نسبتا زندگیش رو تباه کرد.یه سری می گن باید قصاص بشه همونطور که الان داره انجام می شه و یه سری می گن نه قصاص مناسب نیست باید زندان برای چنین مجرمی در نظر گرفته بشه. من خودم شخصا یکی از کساییی هستم که کاملا...
-
19-کوچه
سهشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1390 15:33
یه شعری هست به نام کوچه فریدون مشیری گفته هر چقدر بگم این شعر چقدر قشنگه باورتون نمی شه.شعری کاملا عاشقانه که خودم رو توی پرکارترین لحظات زندگیم مجبور کردم حفظش کنم و حفظ هم شدم.حالا هم هر وقت از خونه می رم بیرون زیر لبم این شعر رو زمزمه می کنم. بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم...
-
18-نیاز به مخاطب
یکشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1390 14:28
قبل از این که شروع کنم به وبلاگ نویسی همیشه پیش خود می گفتم من نیازی به مخاطب ندارم روزی که وبلاگ رو ساختم اولین مشکل بهم خورد و اونم بسته شدن زبون و فکرم بود که قبلش خیلی فعال بود و مشکل دومم نداشتن بازدید بود.می بینم چقدر بازدید کننده می تونه موثر باشه اگه بازدید کننده زیادی داشتم هر روز میومدم می نوشتم ولی حالا...
-
17-حسرت!
شنبه 27 فروردینماه سال 1390 23:38
نمی دونم این جمله از کیه ولی واقعا جمله ایه که من الان واقعا درکش می کنم انسان ها در زندگیشون در انتظار اینده هستن و وقتی میاد حسرت گذشته رو می خوردن.من الان واقعا دارم حسرت دوران بچگیم رو می خورم نمی دونم چرا اینجوری شد ولی خوب من از بچگیم زیاد خاطره خاصی ندارم و اون موقع همش دوست داشتم بزرگ شم و همش هم با افراد...
-
16-کارگر
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1390 21:08
تصمیم گرفتم که از فعالیت مجازیم کم کنم و البته اینکار رو هم مدتیه که انجام دادم ولی هنوزم یه وابستگی خیلی زیادیبه محیط مجازی دارم ولی خیلی کمتر از قبل شده. وقتی از ونه میری بیرون و با ادمایی که توی این کشورد ارن زندگی می کنی خیلی چیزا دستت میاد.با همه نو ادمی حرف می زنی همه نوع ادمی رو می بینی با هر شغل از هر شهری با...
-
15-احساس شبانه!
جمعه 19 فروردینماه سال 1390 00:51
داره یکسالی می شه که می بینم چقدر عاشق شب هستم.نمی دونم چرا ولی شب رو خیلی دوست دارم.تابستون(که قبلا هم ازش گفتم)اکثر شباش بیدار بودم و 8-9 ساعت اول روزشو خواب بودم.یه کاری که من می کنم شبا اینه که دعا دعا می کنم شب همه بخوابن و من چراغ رو خاموش کنم و هدست بزارم تو گوشم و اهنگ غمگین گوش بدم.اینجور موقع هاست که دلم می...
-
14-موجودی به نام خدا
چهارشنبه 17 فروردینماه سال 1390 16:23
این دوره زمونه دیگه مثل قدیم نیست.مخصوصا ایران که یه دفعه خیلی عوض شد.سنم قد نمی ده ولی مطمئنم 40-50 سال پیش بیش از 90 درصد جامعه در مورد خدا فکر نکرده بودن حتی در مورد دینشون هم فکر نکرده بودن ولی الان اکثرا مردم اگاهی و فکر دارن و می رن ببینن چی خوبه و چی بده.این وسط چیزی که خیلی موضوع مهمی هست وجود خداست.مردم زیادی...
-
13-بازگشت!!!
دوشنبه 15 فروردینماه سال 1390 15:08
بالاخره برگشتم چون دوباره حریم شخصیم رو پیدا کردم دوباره می تونم حرف بزنم بدون این که اطرافیانم بفهمن هر چی دوست دارم بگم هر چی تو ذهنمه البته اگه بریزه بیرون. از ماجرای کسی که دوستش دارم اینجا نوشتم ولی باورتون نمیشه از اون روز تاحالا خیلی به فکرش بودم ولی با هم حرف نزدیم.بیشتر از یکماهه.شایدم دو ماه.نمی گم عاشقشم...
-
12-یادی از دوستان قدیمی...
جمعه 27 اسفندماه سال 1389 04:19
اصولا ادم وفاداری هستم کسی بهم خوبی کنه تا اخر عمر یادم نمی ره سعی می کنم توی همه چیز وفادار باشم هیچ وقت از چیزایی که باهاشون خوشم دل نمی کنم. این روزها تعطیلم و یاد تابستون افتادم.تابستون گذشته تابستون بسیار خوبی بود از نظر شخص بنده.خیلی بهم خوش گذشت و اصولا چون با افراد زیادی در دنیای واقعی ارتباط ندارم سعی می کنم...
-
11-نمی دونم
چهارشنبه 18 اسفندماه سال 1389 22:43
واقعا عنوان این پست رو نمی دونم چی هست فکر کردم هیچ چیزی به ذهنم نرسید.اول از همه این که یه مدت حریم خصوصی من می ره روی هوا(والا برای پرایوسی واژه ای یا عبارتی تو فارسی نداریم هر چی می خوام از این کلمه استفاده نکنم نمی شه)و چون نمی خوام کسی از داشتن این وبلاگ توسط بنده خبردار بشه شاید چند روزی اپدیت نکنم همچنین میزان...
-
10-کسی را دوست می دارم ولی او هرگز نمی داند
یکشنبه 15 اسفندماه سال 1389 22:34
دنیای این روزای من بدجور گرفتست.دچار روزمرگی شدم شادی ندارم.می دونین چرا اخه همه روزهام مثل هم شده چیزی نمی تونه اونقدر شادم کنه.هر روز یه سری کاری رو که قراره برام لذت بخش باشه انجام می دم ولی هیچ چیز جز تنوع نمی تونه ادم راحت کنه.به تنوع نیاز دارم تا اونقدر بخندم که نگو. از طرف دیگه ای هم چند وقت هست که یه نفر رو...
-
9-قالب وبلاگ
شنبه 14 اسفندماه سال 1389 22:51
اصولا همیشه دوست داشتم قالب وبلاگم مشکی باشه و الان هم مشکیه ولی به یه نتیجه ای که رسیدم اینه که معمولا قالب مشکی به درد وبلاگ هایی می خوره که شعر می زارن و مطلب می زارن در مورد شق شکسته خورده و ... . این رنگ قالب به درد من که نظراتم رو می نویسم نمی خوره اما چکار کنم که قلبم رو بیشتر از مغزم دوست دارم و بیشتر بهش...