خیلی وقت بود نمی نوشتم چون خواننده نداشتم و البته دستم هم به نوشتن نمی رفت ولی خوب الان دوباره تصمیم گرفتم بنویسم ولی اینبار نه برای بقیه بلکه برای خودم دیگه اینجا می شه مرکز خاطرات و تخیلات من افکار و اعتقاداتم اینجاست نه برای بقیه بلکه برای خودم که بعدا بدونم چی فکر می کردم به چی اعتقاد داشتم از چی بدم میومد و اینجور چیزا.
الان یادم افتاده که من تو هر برهه زمانی یه سری اهنگایی گوش می دادم مثلا خرداد ۳ سال پیش زده بودم تو کار توی ای اف ام و رضایا همش هم هی حالا دیدی می تونم گوش می دادم و دوست داشتم یکی پیدا شه من بهش بگم نگاه کن من چه اهنگ قشنگی گوش می دم و تمام تابستون اون سال رو با اهنگای این دوتا گذروندم.تابستون سال بعدش تو کار اهنگ نبودم نمی دونم چرا ولی خوب همش از این سایت به اون سایت بودم.خرداد پارسال زده بودم تو کار امین حبیبی.فول البومش رو گرفته بودم همش گوش می دادم تو خیابون همش می گشتم و هندزفری تو گوشم با اهنگ امین حبیبی تابستونش هم با اهنگای اون و بخصوص دارم می رمش گذروندم و خرداد امسال هم ایکاش نازنین نریمان و سلام ستار و همدم معین این ها اهنگاییه که گوش می دادم.الان هم که ۲۵بند چقدر تنهایی بده.
این همه اهنگارو گفتم که یادم بمونه اما چیزی که جالبه اینه که ادم اهنگایی که قبلا گوش داده بهش نمی چسبه و من حتی الان به رژ هایی که قبلا گوش می دادم می خندم.می خندم که رپ شده بود تموم اهنگی که گوش می دادم می خندم به اهنگایی که گوش می دادم نمی دونم پیشرفت کردم یا پسرفت ولی خوب این منم که تغییر کردم و الان دوست ندارم دوباره صلیغم تغییر کنه ولی خوب دنیاست دیگه شاید دوباره تغییر کرد.
تغییر چیزیه که مردم ازش می ترسن ولی خوب تغییر به سمت خوبی ها لازمه و من با این که دوست ندارم تغییر کنم ولیس اون رو لازم می دونم چرا بهتر نشیم چرا سعی می کنیم همیشه تو دایره ای که برای خودمون کشیدیم بمونیم و سعی نکنیم ازش بیایم بیرون چرا چرا و چرا.