اصولا یکی از عادت هایی که دارم اینه که مخالفت می کنم البته نه از روی لجبازی و مثل بضیا نه از روی حسادت.من دوست ندارم چیزهایی رو که مردم خیلی راحت بدون فکر کردن روش و شنیدن انتقادها به اون قبول کرن قبول کنم نمی دونم چکار کنم!از یه طرف نمی خوام همراه اون هایی شم که همه چیز رو می گن بد بقول معذوف به هیچ صراطی مستقیم نیستن با هم بدن با همه چیز بدن فقط خودشونو قبول دارن و خودشونو.
کاش می شد خیلی از افراد رو اگاه کرد از خیلی چیزا از خیلی چیزا که نشنیدن از خیلی چیزا که کج بهشون شنووندن و از خیلی چیزا که تاحالا بهش فکر نکردن از خیلی چیزها که ناقض شنیدش ای کاش می شد نه؟...
اومدم بنویسم با نام خودم یه کودکم هر چقدر هم بزرگ شم بازم کودک
متولد پاییز عاشق بارون دوست دارم زیر بارون قدم بزنم بدون چتر تنها یا با ... و بهترین روزم رو بیافرینم
متولد پاییز هستم عاشق پاییزم دوست دارم همیشه پاییز باشه وبارون بیاد
فعلا همین