باران پاییزی

مثل باران پاییزی پاییز به زمین اومدم

باران پاییزی

مثل باران پاییزی پاییز به زمین اومدم

17-حسرت!

نمی دونم این جمله از کیه ولی واقعا جمله ایه که من الان واقعا درکش می کنم انسان ها در زندگیشون در انتظار اینده هستن و وقتی میاد حسرت گذشته رو می خوردن.من الان واقعا دارم حسرت دوران بچگیم رو می خورم نمی دونم چرا اینجوری شد ولی خوب من از بچگیم زیاد خاطره خاصی ندارم و اون موقع همش دوست داشتم بزرگ شم و همش هم با افراد بزرگتر از خودم حرف می زدم و می گشتم و ... . الان هم همینجوریم توی دنیای مجازی اکثر دوستام بزرگ تر از خودم هستن اونم چند سال و البته تو دنیای واقعی دوست واقعی ندارم که اون خودش نیاز مند بحث جداست.وقتی از بقیه می شنوم که خیلی از دوران کودکیشون حرف می زنن حسرت می ورم که پس من چی؟من چرا اون بچگی ها رو نکردم؟چرا من بچگی مثل اونا با کلی خاطره تلخ و شیرین نگذشت چرا من همه چیز یادم رفته.من همیشه تو حسرت بودم الانم تو حسرت هستم دوس دارم بزرگتر شم با این که دارم اوقات خوبی رو سپری می کنم خیلی خوب و همش شادی هست ولی چکار می شه کرد؟اخلاقمه

پی نوشت اول:حرکات بچه هاتون رو ضبط کنید هیچ چیز از دستتون در نره بزارید بزرگ شه خیلی چیز ها یادش باشه و خیلی چیزهارو شما بهش بگید حتی اگه یادش نباشه

پی نوشت دوم:واقا با بچه های نسل جدید حال نمی کنم مخصوصا دهه هشتادی ها نمی دونم سرنوشت این بچه ها که با این کارتونا بزرگ می شن چیه و ایضا با این وسایل بازی مثل ایکس باکس و پلی استیشن جدید و ... در مورد دهه هفتادی ها هم این صدق می کنه نسبتا ولی نه اونقدر که به دهه هشتادی ها می خوره

پی نوشت سوم:هیچ وقت نزارید بچتون زودتر از سنش بزرگ شه مطابق سنش باهاش رفتار کنید و بهش اطلاعات بدید حداقل تا 9 سالگی که خاطراتش شکل بگیره بعد فشرده بالاتر از سنش بهش اطلاعات بدید من خودم این اتفاق برام نیافتاد و الان ناراحتم که چرا من بچگی نکردم.چرا من عاشق هیچ اسباب بازی نشدم و ... نزارید برای بچه هاتون حسرت بمونه و حسرت و حسرت...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد