واقعا عنوان این پست رو نمی دونم چی هست فکر کردم هیچ چیزی به ذهنم نرسید.اول از همه این که یه مدت حریم خصوصی من می ره روی هوا(والا برای پرایوسی واژه ای یا عبارتی تو فارسی نداریم هر چی می خوام از این کلمه استفاده نکنم نمی شه)و چون نمی خوام کسی از داشتن این وبلاگ توسط بنده خبردار بشه شاید چند روزی اپدیت نکنم همچنین میزان بازدیدها اصلا مهم نیست که مثلا شمایی که الان میای این مطلب بخونی بگی اخه مگه این وبلاگ بازدید کننده داره من این وبلاگ بیشتر برای خودم زدم برای روزانه هام برای افکارم و...
موضوع دیگه ای که می خواستم بگم اینه که ند روز هست زدم تو کار فکر کردن در مورد این کلم سه حرفی که این روزها خیلی ها ازش دم می زنن کسایی که یه دوست داشتن ساده رو هم که اگه طرف مقابلشونو یه هفته نبینن طرفو یادشون می ره اسمشو می زارن. بله درسته عشق.من قبلا هم گفتم به عشق یه لحظه ای اعتقاد ندارم و از نظر من عشق در طول مدت می تونه بوجود بیاد که البته درصد بوجود اومدن بعد از ازدواج خیلی کمه و بهتره توی دوستی ها بوجود بیاد.
در کل من خیلی احساس نیاز به یه نفر همراه می کنم یه نفر رو هم دوست دارم ولی اعتراف می کنم فقط دوستش دارم که البته با ندیدنش از یادم نمی ره.گاها که نیاز عاطفیم بالا می زنه خیلی دوست دارم کنارم باشه که نیست.همه اینارو گفتم که بگم بد از چند دقیقه که این نیاز عاطفی فروکش می کنه فکر می کنم و می گم من نمی تونم عاشق شم من پتانسیل عاشق شدن رو ندارم من می ترسم از روزهای تنهایی و دلتنگی و کلا ترس همه وجودمو می گیره.می گم نه تو نباید عاشق شی.همین الانشم احساس می کنم تو دنیا هیچکسو ندارم با این که اطرافم شلوغه.ولی من فقط به اون یه نفر نیاز دارم.
پی نوشت اول:چرا من همش باید بنویسم نیاز عاطفی.یعنی واقعا تا شما می بینین یه مرد از نیاز حرف می زنه به جنس مخالف می رین سراغ قسمت جنسیش باور کنید من نیاز جنسیم کاملا قابل کنترله.حالا شاید شما از اونا نباشید که اینجوری فکر می کنید ولی نوشتن این که نیازها عاطفی بود خیلی برای خودم مهم هست.
پی نوشت دوم:کلا با این نوع نگارشی که من دارم خودم بعد از خوندن زیاد خوشم نمیاد ولی خوب بعدا باید یادم باشه فکرم چی بوده.